
سخنرانی شهید مهدی باکری
بسم الله الرحمن الرحیم
ان الله اشتری من المومنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه یقاتلون فی سبیل الله فیقتلون و یقتلون وعدا علیه حقا فی التورات و الانجیل و القرآن و من العهد …
خداوند مال و جان مومنین را در ازای بهشت خریداری كرده است آنهایی كه در راه خدا جهاد می كنند و دشمنان دین را میكشند و خودشان در راه دین شهید می شوند این وعده از طرف خداوند كه درتورات و انجیل و قرآن یاد شده است. چه كسی باوفاتر از خدا در عهد خود ای اهل ایمان به هم مژده بدهید در این معامله ، معامله با خداست كه سعادت بزرگی است .
بنده در اول صحبت اجازه می خواهم از روحانیت این مجلس ، خانواده شهدا و برادران عزیز و مردم ایران بخصوص تبریز . در این مجلس صحبت كردن خیلی دشوار است ولی شاید بتوانم در مورد شهدا و عظمت و والایی آنها صحبت كنم . شاید این جملات تازگی داشته باشد به دلیل این كه بیانم رسا نباشد از شما عذرخواهی می كنم چون من سخنران نیستم . در دو قسمت اول در مورد جنگ و ثمرات آن و دوم در مورد عملیات والفجر چهار و جوانان شما در عملیات پیش و الان چه كرده اند .
گمان می كنم در قسمت اولی كلی و قسمت دوم را جزئی تر صحبت كنم . رسالت یك مسلمان همان رسالت انبیا خداست . رسالت دیگر پرچم اسلام را برافراشته نگاه داشتن و جهاد در راه خدا در مقابل همه آفاتی كه دین را تهدید می كند، خدا پیامبران خود را به ویژه حضرت محمد(ص) و ائمه اطهار و این رسالت را برای ما روشن كرده و زندگی آنان هم نشان دهنده این رسالت است . بنابراین مبارزه در راه دین و حفظ دین و اسلام و پرچم لااله الا الله یك تكلیف لاینفك از ما مسلمانان است و در مبارزات ابعاد مختلفی است كه یكی از بعدها بعد نظامی است و برافراشتن پرچم لا اله الا الله و جنگهای پیامبر اكرم و حضرت علی و ائمه اطهار. برای ما كاملاً مشخص است و جزء زندگانی آنان است . نه این كه اتفاقی باشد مبارزه برای نگهداری اسلام و پرچم الله و مبارزه در بعد نظامی .
در بعد نظامی مسئله جدی برای مسلمین دارد كه یك تكلیف لاینفك است و در قرآن آیات بسیار آمده در این رابطه و همچنین در زندگی پیامبر اكرم بیان شده. اما بنده به یك جمله اكتفا می كنم كه خط مبارزه را كاملاًنشان داده و خط مبارزه ما را نیز مشخص كرده است و چگونگی مبارزه با امریكا و تكلیف چیست . امام می فرمایند تا بانگ لا اله الا الله و محمداً رسول الله در تمامی جهان طنین نیفكنده و تا مبارزه در هر كجای جهان با مستكبرین هست ما هم هستیم و این خط همان خطی است كه به ما مسلمانان نشان داده شده است و راهی را كه باید ادامه دهیم پس مبارزه ودین چیزی جدید نیستند . اما در مورد ادامه مبارزه با رژیم كفار بعثی عراق. همچنان كه امام فرموده اند كه آنها در جبهه های مختلف به ما حمله كرده اند و ما در حال دفاع هستیم كه امیدواریم خداوند قدرت عظیمی به جمهوری اسلامی و كشورهای اسلامی عطا كند، تا حالت تهاجمی پیدا كنیم تا ابرقدرتهای بزرگ را نیز به زانو درآوریم. انشاءالله
پس می بینید كه در این روزها كه دفاع می كنیم در مقابل رژیم عراق در شهرهای مرزی در شعاع 200 كیلومتر در داخل مرز… خارج شده و می بینید كه رژیم عراق چه فجایعی را مرتكب شده به هر حال تا زمانی كه رزمندگان نفوذ كنند در عراق تا شهرهای اسلام و مسلمین را از شر كفار پاك كنند این جهاد و مبارزه ادامه دارد و به هر حال ما در حال دفاع هستیم .
اما چند روزی در روزنامه دیده می شود كه امام عزیز فرموده اند،... ما مقلد امام و پیرو خط امامیم ،باید پیروی كنیم و قاطع گفتند تا صدام و رژیم بعث از بین نرفته است هیچ گونه صلح و سازشی و نشستن بر سر میز مذاكره امكان پذیر نیست . امام بزرگوار برای مسائل شخصی این را نگفته بلكه هیچ گونه اعتمادی نیست به صدام و رژیم بعثی، چطور در اوایل جنگ با تمام قوا و پشتیبانی ابرقدرتها به ایران حمله كرد و با شدت به خوزستان حمله كرد، هیچ ضمانتی نیست كه دوباره نیرو جمع كند و فكر حمله به ایران را نكند و بعد از این كه با ایران سازش كند دوباره این اعمال را انجام دهد، حمله رژیم بعثی به خاطر جمهوری اسلامی و پرچم اسلام است، نه به خاطر خاك ایران و منطقه خلیج فارس و دست به یكی كردن كه این اسلامی كه در همه جا طنین افكن شده و می دانند كه روزی قدرتمند می شود و ریشه ابرقدرتها و ظالمین را از بین می برد تا این نیروی عظیم اسلامی كه بعد از قرنها به وجود آمده را نابود كنند . خداوند متعال پشتیبان این مردم و ملت است، پس هیچ ضمانتی نیست كه اگر فرصتی به رژیم بعث داده شود با قدرت وحشتناكی به ایران حمله نكند كه امام فرمودند حتی ساعتی به آنها فرصت ندهید . ما باید با این آمادگی و انسجامی كه بین ملت ایجاد شده به جهاد ادامه دهیم، چون امام فرموده كه راه قدس از كربلا می گذرد و ما مجبوریم برای رسیدن به هدف اسلامی خود اول از عراق بگذریم ………
رزمندگانی بودند كه چندین عراقی را از بین برده اند و بعد خود شهید شده اند و شهادت چیزی نیست كه در دست انسانها باشد بلكه خداوند تعیین كرده است ……
پس اگر از طرف خدا تعیین شده باشد كسی شهید شود شهید می شود و اگر كسی قرار نباشد شهید شود نمی شود . برادرانی كه شهیدشدند می خواهم بگویم چگونه مردانی بودند . شهید صدوق در شدت عملیات برای او یك مأموریتی داده شد . برادرانی كه دیدند تعریف می كردند . در یك خاكریز كه آتش دشمن بر آنجا می ریخت ساعت دو بود و مجروح شده بود . برادر دیگری به او می رسد و می گوید زخمی شده ای به عقب برگرد . او در پاسخ می گوید مأموریتی به گردنم هست، تا انجام ندهم، باید در اینجا بمانم باز آن برادر می گوید این همه خون تو را ضعیف می كند شاید برای شما اتفاقی بیفتد باز قبول نمی كند و با آن حال و مقاومت بعد از یك ساعت با تركش دوم به شهادت می رسد . نگاه كنید چگونه افرادی ؟ چه شهامت و شجاعتی شما می توانید دست خودتان را روی آتش بگیرید این افراد تمام مراحل را گذرانده اند و به جایی می روند كه انبوه آتش دشمن است اگر به عقل رجوع كنیم می گوید دراینجا هستند و مسلمان می شوند . می گوید مأموریتی كه به ما داده اند انجام می دهیم و حافظ خداست پس در اینجا می فهمیم كه ایمان و شجاعت یعنی چه ؟ یا برادر دیگر شاپور برزگر كه با یك دست در جبهه می جنگید . ببینید كه حضرت ابوالفضل چگونه به اینان درس داده است و چگونه جوانانی دارید ؟ بنده به فرمانده تیپ گفتم نگذارید این جوان با یك دست به جبهه برود او كه نمیتواند بجنگد . فرمانده تیپ گفت بیا ببین كه چگونه با یك دست جنگ می كند او قبول نكرد كه عقب برگردد می گفت مگر حضرت ابوالفضل با یك دست جنگ نكرد. چه شجاعت و شهامتی؟ با یك دست می جنگید و حمله ور می شد . اسم اینان را چه بگذاریم و به اینان افتخار نكنیم؟یا برادر اسد قربانی .امام حسین كه سرور شهداست و اولادهای خود را در راه اسلام داده اند ، برای ما افتخار است یاد كنیم امام حسین و یارانش را و برای ما افتخار است كه نام این شهدا را بگوییم و بنویسیم حتی اگر به اندازه یك طومار شود . فخر كنید ای خانواده شهدا و ملت مسلمان ، برادر قربانی یك پایش را از دست داده بود وراه رفتن برایش دشوار . وقتی مأموریتی به عهده او می گذاشتند گویا پرواز می كرد و انگار كه هیچ معلولیتی ندارد .دشوارترین عملیات را انجام می داد. فرمانده گروه ویژه بود كه شهادت حتمی بود ولی می رفتند و انجام می دادند و با این مسئله باید می رفت و استراحت میكرد . برادر اللهیاری فرمانده گردان حضرت ابوالفضل(ع) یك چشم خود را در عملیات قبلی از دست داده بود .ولی شیری بود. كسی كه تیپ 605 به جان دشمن انداخته بود . با این كه هم شهید داد و هم شهید شد، ولی دشمن را در سه متر و چهار متری می زد دوازده ساعت در محاصره ماند و ما نتوانستیم به او كمك برسانیم، ولی هر بار در تماس می گفت حالم خوب است و نیروهایم هستند خیالتان راحت باشد ، آتش دشمن از هر طرف بر آنان فشار می آورد ولی مقاومت كردند. مانند امام حسین. یا حسین .سنگری كه داشت در یك طرف زخمی هایش را و در طرف دیگر شهیدانش را جمع كرده بود و تخلیه امكان پذیر نبود و در كنار آنها مقاومت می كردند. من نمی دانم انسان این گونه این همه مقاومت و شهامت و شجاعت . برادرش شهید شده بود و در كنار او بود و عملیات را انجام می داد . … نصف شب بیسیم قطع شد و نگران شدم و گفتم اتفاقی افتاده رفته بودند تا كارها را سریعتر انجام بدهند بعد از دو روز اثری از آنها نبود . ماشینی داشت می آمد بچه ها گفتند انگار جنازه … است گفتم كو . جنازه ها را دیدم و گفتم اینها نیست گفت داخل جعبه را نگاه كن . یا امام حسین ببین چه جوان هایی آماده سر دادن در راه تو هستند . زمانی كه تازه ازدواج كرده بود و تمام زندگی خود را وقف جنگ كرده بود. خانمش را برداشته و از این شهر به آن شهر می رفت. اتاقی برایش می گرفت و خود راهی جنگ می شد. تمام زندگی اش را وقف جنگ كرده بود . این همان جوانانی است كه شما تربیت كرده اید و تقدیم اسلام كردیم . افتخار می كنیم به اینان . زبان شایعه سازان لال شود كه این صحنه ها را نمی پسندند. ولی مگر ما به این شایعات وابسته هستیم ؟
بله اینان كه شهید شدند خداوند آفریده است و هیچ كس قادر نیست جلوی او را بگیرد و خدا خودش آنها را میبرد. ولی ببینید اینها چه افتخاراتی برای اسلام آورده اند. چه انسانهایی بودند الله اكبر. من قادر نیستم توصیف كنم یا آن برادر جهادی كه روی لودر می نشیند و می داند كه شهید می شود اینان در دل دلهره ندارند و آنقدر مسلم و آرامش قلبی دارند كه بدون توجه به دشمن و تانكهای او پشت لودر نشسته و كار خودش را می كند وعین خیالش نیست و این انسانها و رزمندگان قابل تقدیر و افتخار اند . خانواده شهدا خیلی خیلی سرفرازند . از این موارد زیاد هستند اگر بخواهم تك تك بگویم خیلی طول می كشد . جوانانی كه میخواهند به عملیات بروند شب به دستهای خود حنا می گذارند. به سر خود سربند می بندند یا حسین مظلوم یا حسین شهید ، غسل شهادت می كنند و با یكدیگر روبوسی می كنند و حلالیت می خواهند. دعا می خوانند تا به عملیات بروند . ببینید مگر اینها قابل توصیف است و قابل نوشتن در كتابهاست اینان مانند اصحاب امام حسین شدند. مگر ما به امام حسین افتخار نمی كنیم و دار و ندار خود را فدای امام حسین نمی كنیم . همان صحنه های عاشورایی تكرار می شود حتی در پشت جبهه ها آنهایی كه كوردل هستند نمی توانند این صحنه ها را ببینند و لمس كنند. كسی كه عاشق امام حسین نیست نمی تواند بفهمد جنگ و جبهه و صحنه عاشورایی چیست. نمی دانند معرفت و عرفان چیست ؟ شاید از دور نگاه كند كه جنازه ها را می برند . زبان آنها بسته شود كه علیه ولایت و این صحنه ها صحبت میكنند . كسانی كه در این جبهه با این رزمندها هستند می فهمند اینان چه كسانی بودند . افتخار ما سید الشهدا است . نه باكی ، نه ترسی ، نه دلهره ای داریم. بسته شود آن زبان ها .
پیام رزمندگان ما به ملت مسلمان این است كه اطاعت از فرمان امام و جنگ جنگ تا پیروزی .
متشكل شدن ، آماده شدن ، آموزش دیدن برای فتح قدس و در رابطه با فتح قدس. نابودی حزب بعث و گذشتن از كربلا حتمی است و پیام رزمندگان ،كه من به نمایندگی آنها اعلام می كنم كه شهادت بزرگترین سعادت از طرف خداونداست كه این امر مخصوص بندگان خالص اوست . هیچ خوفی در رابطه با شهادت نداریم . طلب شهادت ، عشق به شهادت، باعث شتابندگی به سوی دشمن است. دانستن علم جنگ در تمام زندگی تأثیر می گذارد و درگیر شدن با مشكلات و كمبودها و مسائل سیاسی و اختلافات ( كمبودها در تمام جوامع است ) و به فرموده امام مسئله اصلی جنگ است. شور به جنگ دادن و اولویت قرار دادن جنگ در تمام مراحل زندگانی . از خداوند طول عمر طولانی برای امام و درجات متعالی برای شهدا و افتخار و عزت برای خانواده شهدا و ملت ایران بخصوص مردمان تبریز و شفای عاجل برای مجروحان و معلولین و آزادی اسرا و پیروزی نهایی برای رزمندگان اسلام . انشاالله خدا راضی باشد از این مجالس و مورد لطف خدا قرار بگیرد . صلوات .

ادامه مطلب