در روز هشتم بهمن ماه 1361 همزمان با رفتن عزيمت كنندگان براي ملاقات حضرت امام (ره) ، سردار باقري جانشين فرمانده نيروي زميني سپاه به همراه 5 تن و از جمله شهيد مجيد بقايي كه در آن موقع مسئوليت فرماندهي قرارگاه كربلا را به عهده داشت در ساعت حدود 8 صبح به منطقه عملياتي والفجر مقدماتي در فكه مي روند و درون سنگري در آن منطقه اتفاق عجيبي مي افتد . در شرايطي كه آن سنگر قرار داشت بي كمترين مبالغه بسيار حيرت آور بود در حوالي ظهر با اصابت گلوله خمپاره 120 ميليمتري به درون سنگر « سردار باقري » و سردار بقايي و بعضي همسنگران دچار حادثه غم انگيزي مي شوند مجيد بقايي پاهايش قطع شده و در اثر تركشهاي زياد وارده به فاصله كمي شهيد مي شود و سردار غلامحسين افشردي معروف به حسن باقري پس از سه ساعت به شهادت رسيد در حالي كه تركشهاي زيادي به بدن او اصابت كرده بود.
آخرين كلامي كه از اين شهيد بزرگوار شنيده شد پس از ذكر شهادتين ، نام مبارك امام شهيدان حسين (ع) بود.
توكل به خداوند منان ، صبوري و شكيبايي توأم با تدبير ، بي تكلفي و بي ريايي ، ذوب در ولايت و مريد و مخلص خاندان عصمت و طهارت (ع) بودن ، استعداد و خلاقيت خارق العاده كه مي توانست ناممكن را ممكن سازد ، ذكاوت و هوشمندي بسيار قاطعيت و قدرت تصميم گيري و قبول مسئوليتهاي خطير ، كادرسازي و تربيت نيرو ، توجه به هماهنگي و وحدت نيروهاي رزمي ، شجاعت و شهامت ، قدرت بيان و استدلال قوي ، تواضع و فروتني و دهها خصال نيكوي ديگر از جمله صفات برجسته شهيد بزرگوار « سردار سرلشگر پاسدار غلامحسين افشردي » معروف به « حسن باقري » بود كه از او انسان و مسئولي قابل احترام نزد سايرين ساخته بود و موجب نفوذ در دل آنها گرداند به طوري كه همه او را نمونه و مصداقي جهت اصلاح امور خود مي دانستند.
او شهادت را لباس رجعت به آستان حق و همنشيني ميان سالار شهيدان و جوانان اهل بهشت نمود تا در جوار حضرت خاتم الانبياء (ص) از حوض كوثر حضرت زهرا (س) جرعه نوش مايه گواراي آن از دستان مبارك حضرت علي بن ابيطالب (ع) بوده و در رضوان الهي راضيه مرضيه گردد.
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387;ساعت 17:50;
توسط ٍاقی ; |
درباره پايگاه
نمی دانیم یا نمی خواهیم بدانیم که هر انچه بیشتر اوج بگیری از دید ان هایی که پرواز کرده اند و نمی دانند کوچکتر به نظر می ایی . این اوج گرفتن ها این پرواز کردن ها همه اش ارزشی است که خداوند نصیب ان هایی می کند که خود شایسته می داند خدایی که به خاطر خداییش ،برای همه این مسیر را فراهم کرده است اما تنها انان اوج گرفته اند .من و تو انها را نه تنها کوچک گاه ان ها را اصلا نمی بینیم حال انکه انان حاظرند و ناظر خاک :معنای وجود ماست ،خاک که خداوند در روز ازل ما را از ان ساخت ،خاکی که بر ان زندگی می کنیم و به ان سجده می کینم و پس از ان به همان خاک تبدیل می شویم ارزش این خاک بالاست زیرا وجود یکایک ما از ان سر چشمه گرفته است و اما قداست ؛معنایی ناب و فراتر از این ها دارد ،قداست و تربت حسین (ع)به خونی است که بر ان ریخته شده است و آن جا که خون شهیدان ما ریخته است همان نینوا است پس خاکش قداستی دارد ،قداستی ناب ،نه به خاطر ناب بودنش به خاطر تطهیر شدنش به خون انسان هغایی کگه خداوند گلچینشان کرده است تا در صحرای محشر با حسین گلچینشان کند پس بدانید بر چه خاکی قدم می گذارید خاکی مقدس ،خاکی که احترامش برای ما .....